#"بعیدم این حال گذشته نمی‌شود"

آدم برفی های زندگی مان هیچ وقت فراموش نمیشن مثل کسانی که بهت خیانت کردن و دروغگو شدن .حال ، چیزی است که سال‌هاست برایم کش می‌آید. پرم از آدم برفی هایی که نگذشته‌اند. سنگین سنگین می‌روم؛ هی کندتر مثل آدم برفی که الان شده آدم یخی. و همیشه فکر می‌کنم باید دور شوم. به طرز ساده‌لوحانه‌ای گمان می‌کنم می‌شود با دور شدن از این آدم برفی ها، همه چیز را پاک کرد. انگار در دورها، فراموشی دم دست است. دور از آدم برفی ها، دور از عادت‌ها، دور از شهر، دور از معاشرت، دور ِ دور ِ دور. پس دور می‌شوم. اما همیشه کنج همان دوری‌هاست که می‌بینم همه چیز حی و حاضر است، با چین و شکنی واضح‌تر، پر رنگ‌تر. دوری، خالی است.خالی است مثل آدم برفی ات خالی از هر صدایی، هر رفت و آمدی، نشانی. دوری، یک سن بزرگ خالی است که نور به میانه‌اش می‌تابد. به دوری برسی، آهسته آهسته همه چیزها از تاریکی گوشه‌های سن، سر در می‌آورند و به میانه سن می‌آیند. و آنجاست که بهتر از هر وقت دیگری می‌توانی ببینی‌شان. دارم دور می‌شوم ازآدم برفی ها و آدم برفی حال، آدم های گذشته نمی‌شود. # یادم رفته این جمله از چه نویسنده ای هست . کاشف ِ دور #هزارروزتامرگ ✅روزنوشت های کاشف @mrkashef

/ 0 نظر / 53 بازدید